بعضی گمان کردند که اخلاق خارج از دین است و انسان فطرتا با اخلاق است، اما باید دانست اخلاق منهای دین، هیچ پشتوانه ای برای اجرا ندارد و نمونه این اخلاق را باید در کشورهای غرب که دین گریز هستند، مشاهده کرد.

انسان با تمام پیچیدگی هایش به سمتی پیش می رود که نیازش به اخلاق، روز به روز بیشتر از قبل شده است. حال بعضی این احتیاج را فطری محض دانسته و انتسابش به دین را نفی می کنند و می گویند: اخلاق فطری و انسانی است و دین اخلاق را برای منافع خود، به کار گرفته و دزدیده است. یعنی اینها قائل به این هستند که دین غیر از فطرت است و اخلاق هم توسط دین مورد سوء استفاده قرار گرفته تا مردم را فریب دهد.
قطعا این شبهه کمی غیر منطقی و بی ارتباط است، و در ادامه با بیان نکاتی به آن پاسخ می دهیم که ما در حوزه اخلاق و احکام و اعتقادات، مباحث خارج از دین نداریم.
اخلاقیات خارج از دین نیست و عین دین ما است
خداوند در قرآن می فرماید: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا، فَأَلهَْمَهَا فجُُورَهَا وَ تَقْوَئها [شمس/7 و8] و سوگند به نفس و آن كه نيكويش بيافريده، سپس بديها و پرهيزگاری هايش را به او الهام كرد.» یعنی بیان دین این است که بدی و خوبی را انسان می تواند تشخیص دهد و خارج از دین چیزی به او نگفتیم. لذا علامه طباطبایی در ذیل این آیه می فرماید:
«اگر در آيه شريفه هم تقواى نفس را الهام خوانده، و هم فجور آن را، براى اين بود كه بفهماند مراد از اين الهام اين است كه خداى تعالى صفات عمل انسان را به انسان شناسانده، و به او فهمانده عملى كه انجام مى دهد تقوى است و يا فجور است، علاوه بر تعريفى كه نسبت به متن عمل و عنوان اولى آن كرده، عنوانى كه مشترك بين تقوا و فجور است، مثلا تصرف مال را كه مشترك بين تصرف در مال يتيم و تصرف در مال خويش است، و همخوابگى را كه مشترك بين زنا و نكاح است، به او شناسانده، علاوه بر آن اين را هم به او الهام كرده كه تصرف در مال يتيم و همخوابگى با زن اجنبى فجور است، و آن دوى ديگر تقوا است. خلاصه كلام اينكه منظور از الهام اين است كه خداى تعالى به انسانها شناسانده كه فعلى كه انجام مى دهند فجور است يا تقوا، و برايش مشخص كرده كه تقوا چگونه اعمالى، و فجور چگونه اعمالى است.»[1]
پس اینکه عده ای بگویند اخلاق خارج از دین است و ورودش به دین از سر منفعت دین داران بوده، توهمی بیش نیست و طبق کلام خدا، فضایل و رذایل، ملزوم و مطابق با دین و دستورات دینی است. برای همین در روایات داریم که: «مردى حضور پيامبر خدا (صلی الله وعلیه وآله) شرفياب شد، عرض كرد: يا رسول الله! دين چيست؟ فرمود: خلق نيكو. دوباره از طرف راست آمد، پرسيد: دين چيست؟ فرمود: خلق نيكو. و باز از طرف چپ آمد، عرض كرد: دين چيست؟ فرمود: حسن خلق. آنگاه از پشت سر آمد، عرض كرد: دين چيست؟ باز هم فرمود: خلق نيكو. پيامبر (صلی الله وعلیه وآله) نگاهى به آن مرد كرد و فرمود: آيا دين را در نيافته اى، دين آن است كه خشمگين نشوى. »[2]
دین ضامن اجرای اخلاق
حال باید به این نکته اشاره کرد که اگر ما اخلاق را خارج از دین و ملزومات اعتقادی بدانیم، صرف انسانیت برای اجرا و نهادینه شدن اخلاق کفایت نمی کند. شاهد بر این مسئله، ادعای غرب است که گوش عالم را پر کرده است. اما غرب بجز با قانون، اهرمی برای اجرای اخلاق در جامعه خود ندارند و قطعا صرف قانون نمی تواند بازدارنده برای تخلف از احکام باشد و به نیرویی فراتر از قانون نیازمندیم که به ما یاد دهد، در صورت عدم حضور مجری قانون یا دوربین ثبت تخلف، باز هم اخلاق را زیر پا نگزاریم.
حجت الاسلام قرائتی نقل می کنند: «با دکتر بهشتی بودیم که ایشان پشت چراغ قرمز ایستاد. پرسیدم چرا شما رد نمیشوید. چون آن زمان قبل از انقلاب بود و ایشان نظام را قبول نداشت. شهید بهشتی گفت: نظام را قبول ندارم اما نظم را قبول دارم.»[3]
پس این دین است که ضامن اجرای اخلاق و نهادینه شدن آن در انسان و جامعه و روابط اجتماعی است و قانون به تنهایی کفایت نمی کند.
عاقبت اخلاق منهای دین
اگر ما مروج اخلاق منهای دین و نیرویی معنوی مافوق بشر و قانون، شویم، ناخواسته خود را مبتلا به اخلاق سکولار کرده ایم.
حجت الاسلام پناهیان در این باره می گویند: «باید میان «باتقوا بودن» و «خوب بودنِ سکولار» تفاوت قائل شویم. منظور از خوب بودن سکولار این است که به همین مفاهیم خوبی که همۀ ما خودبهخود و بدون توجه به تعالیم الهی درک میکنیم، پرداخته شود؛ مفاهیمی مانند: مهربان بودن، عدالت، آزادی و مانند اینها. دلیل اینکه این مفاهیم خوب را تحت عنوان «خوب بودن سکولار» مطرح میکنیم این است که حتی اگر انسان به خداوند هم اعتقاد نداشته باشد، این مفاهیم را خوب میداند. مثلاً عدالت در نظر همۀ انسانها، چیز خوبی است حتی اگر به خدا هم اعتقادی نداشته باشد.» [4].
حال اگر ما امروز گرفتار این اخلاق سکلار بشویم، خیلی با غرب وحشی و به ظاهر متمدن فرقی نداریم. امروزه در غرب اگر مصرف مواد الکلی و مخدر را جزو اعمال ضد اخلاقی بحساب نیاوریم، فساد جنسی و فحشا در امریکا آمار وحشتناکی دارد و به ذکر دو مورد در این باره بسنده می کنم:
الف: نرخ تجاوز به عنف در آمریکا بیش از هر کشور دیگری است. بنا بر آماری که توسط دانشگاه دادگستری جنایی آمریکا ارائه شده است میزان در هر سال تقریبا 100/000مورد تجاوز در آمریکا رخ میدهد که بالاترین میزان در بین کشورهای جهان است.
ب: مقامات پلیس آمریکا تخمین میزنند که در حدود 600/000 آمریکایی در تجارت تصاویر مستهجن کودکان در فضای اینترنتی دست دارند. بنا بر گزارشها، تاجرین این نوع تصاویر سالیانه 2 تا 3 میلیارد دلار سود از تهیه و فروش تصاویری که اغلب شامل سوءاستفادههای جنسی خشونتآمیز از کودکان و حتی نوزادان است، به دست میآورند. [5]
نتیجه:
با این تفاصیل که ذکر شد، قطعا باید اخلاق را جزو دین و دستورات الهی را ضامن اجرای اخلاق دانست و اینکه اخلاق بدون دین کارآیی بیشتری دارد زیرا دین از آن سوء استفاده کرده را باید یک باور غلط و نادرست دانست زیرا خود دین بهترین پشتیبان برای اجرای اخلاق است و خودش دین انسان را ملزم به رعایت اخلاقیات می کند.
_____________________________
پی نوشت:
[1]. موسوى همدانى سيد محمد باقر، ترجمه تفسير الميزان، موضوع: قرآن به قرآن و اجتهادى، قرن: چهاردهم، زبان: فارسى، مذهب: شيعى، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسين حوزه علميه قم، مكان چاپ: قم، سال چاپ: 1374، ج20، ص 449.
[2]. «وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الدِّينُ فَقَالَ حُسْنُ الْخُلُقِ ثُمَّ أَتَاهُ عَنْ يَمِينِهِ فَقَالَ مَا الدِّينُ فَقَالَ حُسْنُ الْخُلُقِ ثُمَّ أَتَاهُ مِنْ قِبَلِ شِمَالِهِ فَقَالَ مَا الدِّينُ فَقَالَ حُسْنُ الْخُلُقِ ثُمَّ أَتَاهُ مِنْ وَرَائِهِ فَقَالَ مَا الدِّينُ فَالْتَفَتَ إِلَيْهِ وَ قَالَ أَمَّا تَفَقُّهُ الدِّينِ هُوَ أَنْ لَا تَغْضَب » ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى، مجموعة ورّام ، تاريخ وفات مؤلف: 605 ق ، محقق / مصحح: ندارد، موضوع: اخلاق ، زبان: عربى ، تعداد جلد: 2، ناشر: مكتبه فقيه ، مكان چاپ: قم ، سال چاپ: 1410 ق ، ج1، ص 89.
ما را در سایت پایگاه مذهبی- محبوب کامرانی روستای گال دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 199